ناراحتی مشتری از من

مردی سراسیمه وارد شرکت شد و سراغ من را گرفت

سلام می خواستم با محمدیان صحبت کنم

گفتم جانم بفرمایید خودم هستم ،امرتون

آقا من رو جناب زارعی معرفی کردند به شما،اینم کارت شما که به من دادند،آقا من دیشب تا صبح خوابم نبرد

کارتی که دست این آقا بود رو نگاه کردم و دیدم برای خودم بود و با حالت متعجب پرسیدم قربان چرا؟

گفت مگه شما تونستید بخوابید؟!زلزله خواب رو از چشمام گرفت

گفتم خدا رو شکر که اتفاقی نیفتاده

مرد یه نگاهی به بالا کرد و گفت الحمدالله،اما این موضوع اصلی نگرانی من چیز دیگری است؛درست یک سال پیش وقتی زلرله اومدتوی استان توی روزنامه خوندم،امسال هم فهمیدم شرکت های بیمه ای همگی خسارت کسانی که بیمه آتش سوزی و زلزله داشتند رو پرداخت کرد ،با خودم گفتم من باید خانه و زندگی رو بیمه کنم تا اتفاق بد تری برای ما نیفتاده، اما همش امروز و فردا کردم،دیشب که زلزله اومد فقط از خودم ناراحت بودم بعدشم از مدیر ساختمان و در آخر از شما!

خندیدم و گفتم چرا من؟!

گفت برای اینکه کم کاری کردید

خندم تبدیل به غم شد،واقعا اگر قدرت این زلزله بیش تر از این حرفا بود من خیلی مسئول بودم،احساس گناه می کردم،وظیفه من بود به نحوی به گوش مردم میرساندم که این اتفاق ناگوار و پر درد سر قابل بیمه شدن است و اینکه یک بیمه آتش سوزی،حریق و زلزله که مبلغ حق بیمه بالایی ندارد فقط کافی بود صحیح و برنامه ریزی شده  بازاریابی میکردیم و به مردم آموزش های لازم ایمنی در زمان حریق و آتش سوزی و زلزله را میدادیم.

 

آموزش فروش و کسب و کار

درآمدت رو دو برابر رقیب های خودت کن! برای مشاوره رایگان، همین الان با شماره تلفن ۰۹۳۶۴۲۸۰۵۶۹ تماس بگیرید.

تماس بگیرید