پنجره ی شکسته

توی کوچه پس کوچه های تنگ و سنگی و تاریک انگلستان حوالی سال 1960 میلادی دزدان شهر لندن کارشون شده بود خالی کردن خانه های خالی از سکنه.اون دزدای حرفه ای که برای خودشون حسابی یک تیم پر و پیمون از هرچی خلافکار بی چشم و با چشم و بی دست و با دست و کوتاه و بلند ساخته بودن،آدمایی هم داشتن به عنوان بپا! بپا ها کارشون این بود که از صبح سحر زاغ سیاه یه خونه ی اعیونی رو چوب میزدن. یه روز،دو روز،سه روز و...شاید چند هفته! وقتی متوجه میشدن صاحبین خانه رفتن سفر یا به شهر دیگه ای مهاجرت کردن و در هر صورت خانه نیستن،یک پنجره رو انتخاب میکردن و با یک سنگ خیلی گرد و محک میزدن یکی از شیشه های اون رو میشکوندن!

اون بپا دوباره فردا می اومد و نگاه می کرد به اون پنجره و منتظر می شد ببینه کسی متوجه این پنجره هست که شکسته یا نه!

دو روز بعد اگر اون پنجره تعمیر نمی شد یک سنگ دیگه بر میداشت و شتلق یک پنجره ی دیگه می شکوند و باز دو روز منتظر می شد ببینه کسی برای تعمیر این پنجره میاد یا نه!و اگر باز خبری نمی شد دیگه نوبت پنجره ی سوم بود!

از طرفی توی همین روزا به رییس اش هم خبر می داد که یواش یواش برای غارت باید آماده بشید و هر چی تیم دزد و حمال و در باز کن و چاه باز کن داره رو آماده کار کنه.

پنجره ی سوم هم دنگی با یک سنگ صفت و سخت میشکست و دیگه سحر روز سوم دزدانی بودند که حمله کرده بودند و خانه رو غارت میکردن.

سالها پیش تئوری پنجره ی شکسته از فضای پلیس و امنیتی به فضای علمی اومد و خیلی از دانشمندان و پزشکان متوجه شدند که بسیاری از بیماری ها از انباشته شدن و یا جدی نگرفتن یک درد ساده در جمجمه یا کمر یا قلب بیمار بوده که هی به خودش گفته حالا خوب میشم!خودش درست میشه!من نیاز به دکتر ندارم!دردی نیست که! این همه درد این که چیزی نیست که! محل نذاشتن به درد ها و تحویلش نگرفتن و امروز دکتر با لباس جراحی بالای سرشونه و داره به همکارش میگه که آمپول بیهوشی رو بهشون تزریق کنه که این بهترین حالت کاره و خیلی ها دیگه اینقدر دیر اقدام کردند که کار از کار گذشته و دکتر ها جوابشون کردند.

امیدوارم که به جای اینکه ناراحت شده باشید کمی به خودتون بیایید و به پنجره های شکسته ی زندگی خودتون کمی توجه بیشتری کنید و از همه مهمتر پنجره های شکسته ی روابط عاطفی خودتون رو خیلی زود ترمیم کنید.

اما تا اینجای مقاله با من هم مسیر بودید می خوام شما رو به یک موضوع بسیار مهم در مورد زندگی روزمره ی شما با ماشین هاتون بیارم،پنجره ی شکسته در اتومبیل شما هم حتی وجود دارد!

بذارید اینطوری بهتون بگم که امروز در حالیکه همسرم من رو با ماشین خودش به محل کار رسوند و قرار بود با دوستانش به خرید بره بعد از اینکه من پیاده شدم و در شرکت مشغول کار بودم،دیدم که با موبایلم تماس گرفت و گفت سمت خیابان پاسداران اتومبیل خراب شده! و موتور صدا میده و حرکت نمیکنه!

گفتم باشه هیچ ایرادی نداره،فقط در واتساپ لوکیشن جایی که هستی رو برام بفرست الان با امداد خودرو تماس میگیرم، و از اونجاییکه میدونستم گرمای مرداد ماه چقدر میتونه در خیابان سخت و طاقت فرسا باشه از امداد خواستم هرچه زودتر به ماشین برای تعمیرش برسه.

واقعا هم خیلی سریع یک موتور امداد به سراغ ماشین رسید و متوجه شدیم که تسمه ماشین پاره شده و باعث خراب شدن بولبرینگ شده!

آقای تعمیرکار گفت واقعا در یک ماه گذشته صدایی از موتور نشنیدید؟ کمی فکر کردم و یادم اومد چند باری صدایی اومده بود ولی خب محل نذاشته بودیم! ایشون به ما گفت نزدیک به یک ماهی بوده که این مشکل بوجود اومده بوده و چطور ما متوجه خرابی نشدیم و اگر زود تر به دادش میرسیدیم الان قرار نبود که 420 هزار تومان فقط بابت یک قطعه هزینه کنیم!

با پیشرفت تکنولوژی بسیار ساده با دستگاه ها و تجربه مکانیک ها می توان متوجه شد که طول عمر یک قطعه چقدر است یا مشکل دستگاه از چه زمانی برای اتومبیل یا ماشین آلات رخ داده است.

اگر برای ماشین ما نقصی فنی بوجود بیایید به دو بخش نقص فنی مستمر و نقص فنی حادث تقسیم میشه.

می خوام موضوع مهمی به شما بگم،شرکت های تصادفی که بابت نقص فنی مستمر باشد را می توانند پرداخت نکنند!

یعنی چی؟

الان براتون توضیح میدم!

فکر کنید شما متوجه می شوید که در شب نور ماشین شما کفاف نمیدهد،یعنی جاده یا خیابان را به خوبی نمی بینید،از ماشین پیاده می شوید و متوجه می شوید که لامپ سمت راست چراغ جلو سوخته است!اما لامپ سمت چپ هنوز کار میکنه و روشن است و با هزار تا غر و نفرین به شرکت سازنده ی لامپ ها که این چه تولیدی است که اینقدر عمرش کوتاه است سوار ماشین می شوید و با خود عهد میکنید که فردا حتما لامپ رو عوض میکنید و لامپ نو می اندازید.

فردا اصلا از خانه بیرون نمی روید و پس فردا هم با ماشین بیرون نمیروید و روز سوم که قرار است با ماشین جایی بروید اینقدر دیر حاضر می شوید که فرصت رفتن به باتری سازی یا مکانیکی را ندارید! روز چهارم و پنجم و ششم و اما روز هفتم!  شب موقع پیچیدن داخل یک کوچه ی خیلی تاریک به یک ماشین دیگر برخورد می کنید و تصادف! پلیس شما را به علت لامپ سوخته و عدم دید روبرو و بی احتیاطی مقصر اعلام میکند!

بسیاری از تصادفات سنگین تر از این موضوع پس از بررسی های فراوان توسط کارشناس خسارت شرکت بیمه یا وزارت راه یا پلیس راهنمایی رانندگی متوجه شده اند که ترمز اتومبیل خیلی قبل تر از این موضوع خراب بوده است و شخص به علت مشغله ی فراوان یا عدم توانایی مالی یا آگاه نبودن به مسئولیت خودش به تعویق می انداخته و همین موضوع باعث تصادف شده است.

به شخصه برای یکی از مشتریانم که در جاده تصادف کرده بود لاستیک های بسیار مستعمل و کهنه که واقعا تمام شیار ها و عاج های لاستیک از بین رفته بود رخ داد که در هنگام رانندگی لاستیک پاره شده بوده و تصادف شدید رخ داده بود، و شرکت بیمه با استناد به کهنگی لاستیک شخص را مقصر اعلام کرده بود! کسی که اومده بود خسارتش را بگیرد حالا مقصر حادثه اعلام شده بود.

در مقاله ی بعدی در مورد نقص فنی مستمر برای شما توضیح بیشتری خواهیم داد و از شما خواهش میکنم که هرگز تعمیر اتومبیلتان را به فردا موکول نکنید و بدون درنگ برای تعمیرش اقدام کنید.

 

آموزش فروش و کسب و کار

درآمدت رو دو برابر رقیب های خودت کن! برای مشاوره رایگان، همین الان با شماره تلفن ۰۹۳۶۴۲۸۰۵۶۹ تماس بگیرید.

تماس بگیرید