بخشش

یک تماسی ما داشتیم از طرف یکی از اعضای نزدیک فامیلمان ایشان با ما تماس گرفت گفتش من می­خواهم لوسترها مو عوض کنم الآن این لوسترهایی که دارم را بدرد شما می­خورد شما بخرید از من برای باغ تون خب­ لوستری که حداقل 3 تا 4 سال شایدم بیشتر در آن خانه آویزان بوده و معلوم نیست 4 سال پیش به چه قیمتی خریداری‌شده. حالا من کاری ندارم اصلاً چه قیمتی داشته حالا این کار می­خواهد به ما فروخته بشود. خب بی آیم یک مقدار کلی‌تر نگاه کنیم. اگر قرار من خودم و جای این شخص بگذارم. به خواهرم برادرم حتی پسرخاله و پسرعمه دوستی آشنایی که نزدیک به من حداقل آشنایی که نزدیک به من، دوست نزدیک ما داریم دوست صمیمی، بخواهم بهش بفروشم یک جوریه برای من این­ها لوسترهای اتاقی بوده لوسترهای 40 شاخه نبوده که حالا بخواهیم بگیم که قیمتش بسیار، بسیار بالا است. این اولاً بهش یک هدیه می­دادم می­گفتم این برای شما می­خواهید ببرید باغ تون، برای باغ شما ولی خود من به‌شخصه می‌آمدم تلاش می­کردم من که دارم لوستر نو می­گیرم این هم که لوستر خوب و سالمی هست چرا نشد جهیزیه یک عروسی که کم‌توان است. چرا نشه لوستر یک خانواده با حجب و حیا و خوب که روشان نمی­شود از کسی پول بگیرند برای اینکه لوسترهاشونو عوض بکنند. اما ندارم پول لوستر جدید این هم واقعاً بهانه مسخره­ای هست. که من کسی را نمی­شناسم که این‌رو نیاز داشته باشه. تو اگر کسی را نمی­شناسی یکی تو فامیل تو پیدا نکردی شاید تو فامیلت یک هم‌چین آدمی باشد. تو دوست­ها و آشناها شاید کسی باشه که تو آن‌قدر نتوانستی بهش نزدیک بشوی که این مشکل بفهمی حتی بااینکه نمیگه. خیلی از خانواده­ها هستند که خرج تحصیل بچه­هاشون ندارند بدهند و روشن نمیشه که بگند آن‌قدر این خانواده­ها با آبرو هستند. تو باید این را پیدا می‌کردی این بنده خدا و راه سوم اینکه تو اینترنت سرچ کنید این‌همه انجمن خیریه یعنی شما نمی‌خواهید این‌همه تلاش کنید کافی بود شماره انجمن­های خیریه را پیدا می­کردید. می‌گفتید آقا نیاز دارید ک یک خانواده­ با آبروی لوستر نیاز داشته باشد. و این لوستر بهشون برسانید یا اصلاً دوست دارم خودم آن خانواده رو ببینم. و خودم می‌خواهم بهشون برسانم و یک مسئله بسیار مهم‌تر اگر همین الآن من یک بچه کوچک داشته باشم. بچه‌ای که زمان یادگیری است سنش 6 تا 7 سال است. یا حالا 6 تا 10 سال اصلاً باشد. نشسته باشه در خانه ببیند من پدر یا من مادر بگم الو سلام خواهر یا سلام برادر لوسترهای منو از من می­رید من می­خواهم لوسترهای نو بیآرم این تو ذهن این بچه می­رود که وقتی مادر پدرم این کارکرد. کار زیاد عجیب غریبی نیست. پس من درانده خیلی راحت می‌توانم چیزی که دارم و استفاده کردم از آن را بفروشم به خواهر و برادر خودم و به دوست خودم حتی چیزی که مستعمل است استفاده‌شده است و روی خوشی ندارد. آن‌وقت می­خواهد همه‌چیز شو در بزرگی بفروشه به دیگران. دست کمک نمی‌تواند پیدا کند. اما اگر من در همان سن بچگی این‌رو بهش بفهمانند که ما این‌رو قرار به خانواده­ای بدهیم که خوشحال بشه چیزی که خودمان فرزندم پسرم، دخترم چیزی که سال­های سال از آن استفاده کردیم و رنگ روی نو را ندارد. این راداریم می­بخشیم به کسی که وضعیت خوبی ندارد. وقتی‌که بزرگ می­شود و دست دل‌بازتر می­شود به کمک کردند به مردم. نه اینکه من مخالف اینم که طرف یک لوستر نو بره بگذارد تو خانه یک زوجی که پول نداره من زیاد با این موافق نیستم. خیلی خوبه که جنس نو باشه اما آدم نباید از دارایی‌های خودش کسر بکند که خودتان زحمت کشیدید شما خودتان نداشته باشید. بخوردی خودتان دارید از گشنگی می­میرید. خودتان پول‌ندارید غذا بخورید ببینید چون‌که پول تون دادید به یکی دیگر. خیلی جاها بخشش خیلی خوبه و در تمام دین­ها مخصوصاً دین اسلام بخشش مکرراً تکرار شده. بسیار این عمل تکرار شده در دین زرتشت، یهودی­ها، کلیمی­ها، مسیحی­ها در همه جای دنیا بخشش یکی از کارهای بسیار زیباست. حضرت علی سر نماز بخشش انجام دادند. انگشتر خودشان را به یک فقیری دادند. این آدم سر نماز هم به فکر مردم بود جدا از اینکه داشت خالقش را عبادت می­کرد. می‌دانسته و علم داشته که این فقیر واقعاً چیزی ندارد. واقعاً محتاج است انگشترش را بخشید. حاتم‌بخشی در تمام فرهنگ ایرانی بوده و است بیاید یک کاری کنیم. آموزگار فرزندانمان باشیم. دلیلی بخشش را بهشان بفهمانیم حتی آن چیزی که بخشید و کسی روبهش یاد بدهیم و فقط تو فکر این نبریمشان که فرزندم تو فقط از همین الآن تو فکر فروش باشی به فکر این باشی که هر چیزی تو بفروشی. این خیلی خوبه که بچه­های شما و فرزندان شما وارد مذاکره بشوند. اما مذاکره یک تمرینات خاصی دارد. و واقعاً کودکان از ما می­آموزند. این اتفاق در سنی افتاد که من 29 سالم بود. خب من با خودم قضاوت می­کنم و من دیگر آن بچه‌ای نیستم که تصور کنم و باید یاد بگیرم که باید بفروشم چیزی رو حالا من قضاوت می‌کنم آن شخصی را که دارد به ما می­فروشد محکومش می­کنم. می‌گویم که تو چرا اصلاً داری این را به ما می­دهی. حالا که داری می­فروشی چرا به من می‌فروشی و اگر من جایش بودم مطمئناً می‌بخشیدم. خیلی ممنون که به صحبت­های من توجه کردید من سینا محمدیان هستم مشاور مالی و امور بیمه‌ای.

 

 

آموزش فروش و کسب و کار

درآمدت رو دو برابر رقیب های خودت کن! برای مشاوره رایگان، همین الان با شماره تلفن ۰۹۳۶۴۲۸۰۵۶۹ تماس بگیرید.

تماس بگیرید